دختر نازنین مامان و بابا
زينب زبل مامان و بابا
زينبم دختر عزيزم سال ۹۰براي تو شروع بسيار خوبي داشت چون درست در اولين روز فروردين نتيجه چند روز زحمت و مشقت شما به ثمر نشست و حاصل زحمت چند روزي رو كه سخت در حال تلاش براي اين بودي تا بتوني برگردي و با فشارهاي مختلف روي مماغ كوچولوت و كوشش بسيار زياد براي اين داشتي تا برگردي و دمر بشي بالاخره به اين امر مهم دست پيدا كردي و تونستي بدون كمك ما بگردي . آرزوي ما اينه كه تو توي همه تلاشهات موفق باشي گلم ...
نویسنده :
مامان و بابا
13:50
زینب خوشگل ما سه ماهه شد
امروز که هفتمین روز سال جدیده سومین ماه تولدت رو جشن میگیریم و برات آرزوی بهترینها رو داریم . امسال ابتدای سال رو که زیارت امام رضا بودیم و بعد هم که بطور سریع السیر مشغول دید و بازدید بودیم وهستیم کمتر شد که برات مطلبی بنویسم فقط امروز به عشق سه ماهگیت اومدم و برات آپ کردم حالا انشا الله سر فرصت خیلی مطلب هست که میخوام از کارهای خوشمزه ای که انجام میدی و از مسافرت و مهمونی رفتنهات برات بنمویسم فقط بدون که مامان و بابا عاشقتن دردونه ...
نویسنده :
مامان و بابا
13:44
زینب و جدول رشد(سه ماهگي)
مهارتهاي اصلي(اکثر کودکان انجام میدهند) مي خندد (الهي فداي خنده هات بشم گلم،تو خيلي وقته كه مي خندي،در ضمن ازاواخر دو ماهگي گاهي با يه صداي بامزه اي مي خندي عزيزم) سر را بطور دائم نگه مي دارد صورت و بوي شما را تشخيص مي دهد مهارتهاي اضافي(نیمی از کودکان انجام میدهند) جيغ ميزند (گاهي اوقات يه جيغ خيلي نازك ميزني) صداي شما را تشخيص ميدهد سر و شانه را كمي بلند ميكند مهارتهاي پيشرفته (تعداد كمي از كودكان انجام مي دهند ) بطرف صداهاي بلند برمي گردد مي تواند دست ها را بهم برساند وممكن است روي اسباب بازيه...
نویسنده :
مامان و بابا
14:42
عنایت امام رضا و زیبا ترین شکوفه بهار در آغوش ما
میوه دلم،زينب اين اولين مطلبي هست كه من در سال جديد (1390 ه.ش) برات مينويسم.مثل هميشه عزيز جانم ،محمد،از من زرنگ تر بود و برات 2 تا يادگار نوشت. مي خوام برات از شور و شوق سفر مشهد بنويسم از اولين بار كه به پا بوس امام رضا عليه السلام رفتي(البته وقتي تو دل بنده جا خوش كرده بودي به زيارت امام رضا اومده بوديم،5 ماهگي بارداريم بود تو ماه رمضان)،از طپش هاي دلم وقتي كه تو رو دادم تو بغل محمد عزيزم و با نگاهم هردو تون رو بدرقه كردم تا برسين توي حرم امام به این فکر میکردم که تو الان حقیقت امام رو میبینی و چون روحت به خاطر معصومیتی که داری خیلی بزرگه حقیقت امام رو درک میکنی و زیارت حقیقی مال توست نه من که با این باطن آلوده قدم تو این...
نویسنده :
مامان و بابا
1:50
بهار دلنواز آمد
عطر نرگس رقص باد نغمه شوق پرستئهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست &nb...
نویسنده :
مامان و بابا
10:42


